شیرینیه زندگی
ناز ناز خانومم ، تو پنج ماهگی نشستنو یاد گرفتی البته گاهی یهو میخوردی با سر زمین ،تازه دوتا دندون کوچولو فک پایینت در آورده بود ،همه میگفت خیلی زوده وقتی با دکترت در میون گذاشتم،دکتر بردبار گفتن عالیه کلسیمش خوب بوده خیلی خوبه .همون موقعها بود که بابات یه تکه میوه داد دست با دستای کوچولوت زیاد توان داشتن اجسامو نداشتی اونوقت دو دستی بردی سمت دهنت تند تند ملچو مولوچ میکردی منو بابایی با لبخند رولبامون اشک ذوق تو چشمون جمع شدو به هم نگاه کردی واقعا هر بار خداوند بزرگ رو شاکریم که چنین نعمتی بهمون داد ،انوقت بابایی گفت ملود جانه من میوه دوس داره چشم دخملی همیشه واست میوه میخرم وکلی خندیدیم دوتایی


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شیرینیه زندگی
